مصائب زلزله تمام نشده است/ زنان حامله و شیرده را دریابید

خبرگزاری مهر- گروه جامعه:بیش از سه ماه از زمین لرزه ۷.۳ ریشتری کرمانشاه می گذرد، زلزله ای که خسارت های جانی و مالی بسیار سنگین و وسیعی داشته است و بر اساس آخرین آمار، تعداد کشته شدگان این زمین لرزه ۶۲۰نفر بوده و ۱۲ هزار و ۳۸۶ مصدوم داشته است. در این زلزله به ۱۰ شهرستان و هزار و ۹۳۰ روستای استان کرمانشاه خسارت وارد شده است.
براساس ارزیابی صورت گرفته از ۸۴ هزار واحد مسکونی شهری و روستایی آسیب دیده، حدود ۱۸ هزار واحد مسکونی کاملا تخریب شده و ۵۰ هزار واحد نیز خسارت جدی دیده اند.

اکنون سه ماه از این زمین لرزه گذشته است؛ اولویت ها تغییر کرده و فصل گرم در منطقه سرپل ذهاب در حال آغاز شدن است. هنوز بسیاری از خانواده ها از کمبود کانکس ها گلایه دارند و از زندگی چندین نفره در چادرهای ۹ و ۱۲ متری گلایه مند هستند. پزشکانی که از جای جای کشور به سرپل ذهاب آمده اند، نگران آغاز فصل گرما، کمبود بهداشت و شیوع وبا هستند. در میان گلایه مردم زلزله زده، نبود سرویس های بهداشتی و حمام بسامد بسیار بالایی دارد.

اما آن چه در کنار این موارد، پزشکان و روان شناسان را دلنگران می کند، نقاشی کودکان است که در بیشتر آن ها ترس از زلزله و نمایش آوار حرف اول را می زند و افسردگی مادران بارداری است که آینده فرزند هنوز متولد نشده شان را مه آلود می بینند و تغذیه نامناسب مادران شیرده است که اگر از هم اکنون جبران نشود، اثرات خود را تا سال های سال خواهد داشت.

پزشکان و روان شناسان بسیاری به دعوت نهادهای مختلف از جمله بنیاد ملی خانواده به سرپل ذهاب آمده اند؛ پزشکانی که بیشتر آن ها جوان هستند، اما در این میان حضور هر چند کوتاه مدت متخصصان و فوق تخصص های نامدار در میان زلزله زدگان، باعث امید در دل آن ها می شود.

دکتر طاهره لباف، متخصص ایمونولوژی، زنان و زایمان و بانوی نخبه سال ۸۷ یکی از چهره هایی است که با توجه به اهمیت موضوع زنان باردار و بیماری های آن ها خود را به کرمانشاه رسانده است. در ادامه گفتگوی خبرگزاری مهر را با وی می خوانید.

وقتی با مردم زلزله زده صحبت می کنیم از مشکلات متعددی صحبت می کنند که عمدتا مربوط به آینده مبهم است و نبود کانکس و وضعیت فصل گرما و... اما در این میان بخش آسیب پذیرتری هم وجود دارد که کمتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفته اند؛ از کودکان گرفته تا زنان باردار و شیرده. آن طور که ما شنیده ایم وزن جنین در شکم مادران زلزله زده کمتر از میزان استاندارد و طبیعی است و این ناشی از نبود تغذیه مناسب است. به عقیده شما چقدر تمرکز بر این موضوع حائز اهمیت است؟

ابتدا باید بگویم سازمان های بین المللی در شعارهای خود جمعیت را عامل پیشرفت یک جامعه معرفی می کنند و معتقدند اگر جمعیت نباشد، تولید از بین می رود و صنعت دچار رکود می شود. این اهمیت جمعیت و تولید مثل را می رساند. اما در حوادث این چنینی مانند زلزله عمدتا دو نوع مشکل به وجود می آید؛ اول مشکلات جسمی و صدمات حاصل از آن و تنگناهای بهداشتی و تغذیه است و دیگری مشکلات روحی و روانی است که مردم با آن رو به رو می شوند. هر دو بخش حائز اهمیت است و هر دو در هم اثرگذاری دارند، اما در این میان قشرهای آسیب پذیری هم داریم که بسیار مهم است که مورد توجه قرار گیرد، مانند کودکانی که در سن رشد قرار دارند. اگر به این کودکان در همین زمان رسیدگی نشود بعدها با کمبودهایی رو به رو می شوند که دیگر قابل جبران نیست، مثلا پسر نوجوان اگر دچار افسردگی حاصل از زلزله شود و به این موضوع رسیدگی نشود، تمام زندگی اش را از دست می دهد و این گونه نیست که ما بتوانیم دو سه سال بعد به او کمک کنیم. یا یک زن حامله یکسری رسیدگی های جسمی و روحی می خواهد که اگر به او نرسیم در نسل او اثر می گذارد، بچه او دچار سوء تغذیه می شود و از نظر روانی دچار مشکل می شود. ما فکر می کنیم که برای این مسائل وقت داریم، اما واقعا وقت برای این مسائل نیست. متاسفانه شاهد هستم که این مسائل مهم در میان اولویت ها قرار ندارند و این موضوع می تواند بسیار آسیب رسان باشد و تبعات بسیار بدی را با خود به همراه داشته باشد، لذا تاکیدم تمرکز بر این بخش و به ویژه قشرهای آسیب پذیر است.

یعنی به عقیده شما این موضوعات هم پایه مسائلی مانند اسکان و تغذیه حائز اهمیت است و تا این حد ما نسبت به این موضوعات کوتاهی کرده ایم؟

در حوادث این چنینی مانند زلزله عمدتا دو نوع مشکل به وجود می آید؛ اول مشکلات جسمی و صدمات حاصل از آن و تنگناهای بهداشتی و تغذیه است و دیگری مشکلات روحی و روانی است که مردم با آن رو به رو می شوند. هر دو بخش حائز اهمیت است و هر دو در هم اثرگذاری دارند، اما در این میان قشرهای آسیب پذیری هم داریم که بسیار مهم است که مورد توجه قرار گیرد، مانند کودکانی که در سن رشد قرار دارند. اگر به این کودکان در همین زمان رسیدگی نشود بعدها با کمبودهایی رو به رو می شوند که دیگر قابل جبران نیستدقیقا همین طور است؛ گاهی فکر می شود که مسائل خورد و خوراک و اسکان اهمیت اول را دارد اما واقعا این گونه نیست. اگر خانمی دو سه هفته نتواند حمام برود ممکن است دچار عفونت هایی شود که در صورت مزمن شدن دیگر امکان درمان ندارد. متاسفانه آن طور که من شنیده و دیده ام، بحث های بهداشتی و تغذیه قشرهای آسیب پذیر چندان مورد توجه نبوده است و همین موضوع باعث بروز مشکلات شده است. امروز شاهدیم که بسیاری از زنان منطقه دچار بیماری ها و عفونت هایی شده اند که اگر به آن ها رسیدگی نشود می تواند بسیار آسیب رسان باشد. در حوادث این چنینی آن گونه که قبلا هم تجربه کرده ایم، متاسفانه برخی مسائل در حاشیه قرار می گیرد که اتفاقا موضوعات مهم و حائز اهمیتی است و بعدها این کوتاهی ها و سهل انگاری ها خودش را نشان می دهد.

در حال حاضر بیشتر مطالبات مردم زلزله زده کرمانشاه کمبود کانکس و لوازم گرمایشی و نگرانی از روزهای گرم است... این موضوع البته اولویت اول کمک های مردمی و کمک دستگاه ها و نهادهای دولتی هم هست؛ اما با روان پزشکان که صحبت می کنیم، می گویند بچه ها عمدتا نقاشی هاشان تخریب خانه هاست و ترس از آوار؛ زنان هم مشکلات عمده پیدا کرده اند و این مسائل روانی در میان زنان باردار به مراتب بیشتر است. در حوزه بهداشت روانی و فردی چه توصیه ای دارید که مردم به این موارد هم توجه کنند؟

بیشترین مشکلاتی که خانم ها پیدا می کنند، مسائل بهداشتی است. باید در این زمینه آموزش های درست داده شود. یعنی در این حوزه ما دو وظیفه عمده داریم؛ ابتدا آموزش به خود افراد زلزله زده ای که در شرایط نامناسب زندگی می کنند و دیگر روشن گری افکار عمومی و به ویژه توجه دادن رسانه ها به اهمیت این موضوع. رعایت نوع استفاده از آب مصرفی یا فراهم کردن امکانات استحمام بسیار اهمیت دارد. من شنیدم سرویس بهداشتی بسیار کم است. وقتی یک زن عمدتا حامله نیاز به رفتن به دستشویی داشته باشد و به دلیل کمبود سرویس بهداشتی یا اشتراکی بودن آن به سرویس نرود، همین عامل عفونت بسیار می شود و تبعات بسیار بدی برای او و فرزندش ایجاد می کند. نباید فکر کنیم زلزله تمام شده است و باید آن ها که متصدی هستند مسائل را دسته بندی کنند و به صورت بسیجی و جهادی نیازمندی ها را مرتفع کنند. اطلاع رسانی از وضعیت کنونی زلزله زدگان کم است و باید در این زمینه توجه بیشتری شود. مثلا سرویس بهداشتی ها الان بسیار محدود است و باید آمار بدهیم که به ازای هر چند نفر یک سرویس وجود دارد، چقدر کمبود سرویس بهداشتی داریم و چقدر نیاز به اعتبار برای جبران آن داریم. همان طور که شما هم اشاره کردید، در حال حاضر وقتی صحبت از زلزله می شود، همه چادرهای زلزله زدگان را به یاد می آورند و نیاز به امکانات زیستی برای آن ها را؛ اما باز هم باید تاکید کنم مسائل بهداشتی در حوزه فردی و روانی بویژه برای اقشار آسیب پذیر بسیار اهمیت دارد و اهمیت آن کمتر از کانکس و چادر نیست. نباید نگاه لوکس به این مسائل داشته باشیم. باید رسانه ها اطلاع رسانی کنند و مردم در این زمینه ها هم بسیج شوند؛ شاید بشود گفت اهمیت حمام و سرویس بهداشتی حتی از کانکس برای سکونت هم بیشتر است بویژه برای زنان باردار.

شما تجربه موارد مشابه را هم داشتید؟ یعنی پیش از این هم به مناطق زلزله زده رفته بودید؟

من اردوهای جهادی زیادی رفتم و این موقعیت خوبی بوده برای درک این موضوع که نیازهای اصلی چه چیزهایی است، معمولا انترن ها و پزشکان جوان برای کمک رسانی می آیند و اتفاقا همراهی یک متخصص یا فوق تخصص با آن ها بسیار می تواند آموزنده باشد. به عنوان مثال حضور من در آن اردوها محل آموزش خیلی خوبی برای این پزشکان جوان بود. در یک اردوی جهادی با پسرم و برخی دانشجویان پزشکی سمت خوزستان در روستای ممبین رفتیم که آن جا مواجهه با آسیب های بسیار و نقش آموزش را همه تجربه کردند. خدا توفیق داده که در این اردوهای جهادی حضور داشتم و کمکی اندک کرده ام. یادم است در منطقه قلعه شاهین هم با مسائل مشابه اینجا رو به رو شده بودیم و دیدیم که آن چه اهمیت دارد، مسائل بهداشتی است. به عده ای که در آن جا فعال بودند می گفتیم باید سرویس بهداشتی فراهم شود، اما آن ها در پاسخ می گفتند ما برای اسکان کمک کردیم. معتقدم این نگاه باید اصلاح شود. باید برای مردم ملموس شود که کسانی که صاحب مال و مکنت و امکانات بودند حالا در چه فشاری هستند و چه مسائلی آن ها را عذاب می دهد و نباید فکر کنند حالا که کانکس و کنسرو دادند مسائل زلزله زدگان رفع شده است. باید اولویت بندی شود و مردم بسیج شوند برای کمک کردن. رسانه باید با زبانی همه فهم این مسائل را ملموس کند و حساب شده بگوید نیازها چقدر است و مردم چقدر باید کمک کنند. کمک به زلزله زدگان فقط اسکان و تغذیه بویژه در ماه های اول نیست و ما همه باید این را یاد بگیریم.

همان طور که اشاره شد، پزشکان زیادی به منطقه زلزله زده آمدند که عمدتا جوان هستند و تازه درس ها و دوره هاشان را به پایان رساندند. علت اصلی حضور شما چیست و مهمترین نکته هایی که با آن رو به رو شدید چه بوده است؟

من هم یک انسان هستم و وقتی دیدم پزشک متخصص زنان مورد نیاز است این حداقل کاری بود که انجام دادم. من می خواستم از ابتدا بیایم اما اعلام می شد که به دلیل حضور گسترده مردم در منطقه زلزله زده، تلاش کنید حضورتان را به تعویق بیندازید. این شد که من با سه ماه فاصله آمدم و علت حضورم شنیدن مشکلات بهداشتی به ویژه برای زنان باردار و شیرده بوده است. اینجا آن چه ملموس و مشهود است، ضرورت تقویت بحث روانی و تغذیه زنان باردار و شیرده و وضعیت بهداشتی آن هاست که الان شرایط مناسبی ندارد. البته من در اینجا با موضوعات قابل توجهی هم رو به رو شدم که خوشایند بود، به عنوان مثال حضور بنیاد ملی خانواده که به زنان باردار و شیرده به صورت هفتگی برخی اقلام مانند گوشت و میوه می دهد. این اتفاق خیلی خوبی است، عالی است اما بسیار کم است. باید بیشتر کار شود. ما نیاز به این مجموعه ها در منطقه زلزله زده داریم. الان جاهایی به شکل حلبی آباد شکل گرفته است. پس وضعیت بهداشتی برای زنان و بویژه زنان حامله چگونه است؟ مردم باید بیشتر بسیج شوند. کمک هایی که بنیاد ملی خانواده می کند، خیلی عالی است، فکر می کنم باید تعداد این بسته ها بیشتر شود و اگر گوشت به خانواده ای نمی رسد حتما پروتئنن های گیاهی مانند عدس به جای آن استفاده شود. اما مهمتر این است که این مسائل به اطلاع همه مردم برسد. مردم باید با این حرکت ها و اهمیت آن ها مطلع شوند. متاسفانه فرهنگی در جامعه ما شکل گرفته است که فرزندآوری عامل افزایش مشکلات خانواده است و اعتقاد به روزی‌دهی از سوی خداوند کمرنگ شده است. همچنین تغییر سبک زندگی در ایران باعث شده است که علاقه به فرزندآوری کاهش یابد. همه اینها در کنار مشکلات اقتصادی سبب شده که تمایل به داشتن فرزند در میان خانواده ها کم شود. در کنار این تغییر سبک، نباید اجازه دهیم بروز مسائل و مشکلاتی مانند زلزله هم شرایطی را فراهم کند که بار روانی منفی به خانواده ها اضافه شود و مادران دچار بحران شوند. ما نیاز به عزم ملی در این زمینه داریم.

0